شب یلدا مبارک

 

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام 

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

   

کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست

 کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

  

 

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

 در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام

 

  

در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق 

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

 

 

 فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل 

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

 

خوب می دانم قماری  بیش این دنیا نـبود 

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

  

سرد می آید به چشم مست من  چشمت و باز 

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام

 

/ 20 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ت..پ..لــی

دیدم تعداد کامنتات 13 تاست گفتم نحسیش نگیردت چهاردهمی رو رفتم تو کارش [نیشخند]

ت..پ..لــی

اون روز که حاج آقا انصاریان اومده بود خونه عمود اینا من کلی استرس داشتم (به خاطر بابات, قضیه شیخ حسین که یادته)[ابله]

ت..پ..لــی

نمیخوای وبلاگ تکونی کنی؟ [نیشخند] یه حالی به وبلاگ و خواننده هات بدی [مغرور]

ت..پ..لــی

شما به خودت نگیر(میدونم از مردا بدت میاد) امروز کلا خشن بودی [گل][گل][گل]

وحید

سلام.اینکه مطالب یک وبلاگ چی باشه فقط خود نویسنده وبلاگ تعیین میکنه.بنظر من زیبایی یک وبلاگ بخاطر همین که هر کس درونیات خودشو بدون فیلتر بیان می کنه.حال اگر اون نفر دکتر باشه یا یک آدم معمولی.مطالب این وبلاگ رو از صمیم قلب می پسندم و براش احترام قائلم.کارشناس ارشد بازرگانی