!حالی به حولی

تولدی دیگر...

تقویم زندگی جلوی چشمانم برگ به برگ ورق می خورد...

سالها و روزها از پس هم می گذرد...

همیشه دیروزم قبل از امروزم بوده و بهارم قبل از تابستان...

گویی روزگار این گذران منظمش را به رخم می کشد ، به من تلنگری می زند و با کنایه می گوید: تو هم بگذر!

اما من خودسر ٬ همچنان برایم چگونگی گذر امروزی که می گذرد مهم است....

به گمانم توقع زیادی نیست...

SIP1015309

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ - دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧ - نفیسه