!حالی به حولی

روم به جستجوی سرنوشت

مي روم...نيستم...به مدت پنج ماه...التماس دعا و ...و ديگر هيچ....

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ - سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦ - نفیسه

نور٬صدا٬حرکت

بازم اين همبازيهاي ما، اين بنده حقير رو به بازي دعوت كردن:

بازي اول كه آقا رضای تحلیلگر دعوت فرمودن:" بازي فيلم نامه نويسي"...اگه قرار باشه يه فيلم از زندگيتون بسازن :

1.چهار اتفاق مهم كه حتما بايد بهشون اشاره بشه كدوماست؟

2. چهار اتفاق مهم كه بهتره بهشون اشاره نشه كدوماست؟

3. خلاصه اي از اخلاق و شخصيت فردي كه بايد بهشون اشاره بشه؟

4.با در نظر گرفتن اخلاق و شخصيت واقعي تون كدوم هنرپيشه رو براي بازي نقشتون انتخاب مي كنين؟

...............

اوهوم...به ترتیب

1.تولدم...شك نكنيد كه مهم ترين اتفاق زندگيم بوده...خب ناسلامتي همه چي از اونجا شروع شد...واسه همين دوست دارم حتما لحظه تولدم تو فيلم باشه.لطفا به تدوينگر بگين اين قسمت، اولِ فيلم بين اسم بازيگرا باشه....البته چون خيلي غيرتي ام دوربين جلوتر از در اتاق زايمان نيادا 

 

2.آشنا شدن با خيلي ها...بهترين دوستم مرضي(از دوم ابتدايي تا به حال)...مهتاب(4 سال دانشجويي و ادامش و زين پس) و خيلي هاي ديگه كه هر كدوم به نحوي و به سهم خودشون ،شاخ و برگ اين درختو (خود حقير منظوره) گاهي مثل نسيم و گاهي مثل طوفان تكون دادن...لطفا تو فيلم اسم شخصيتا عوض نشه

 

3.تجربه وصل بودن...به اون بالايي...ماه رمضون 85...خيلي حس خاصي بود كه فقط دو روز طول كشيد(يا طولش دادم؟!)...اولين باره كه به زبون ميارمش،اما خوب كارگردان بايد بدونه ديگه.

 

4.كنكور سال 82 و انتخاب اين شهر (به خاطر خانوادم چون قصد اومدن به اين شهرو داشتن)و 4 سال عزت تپون شدن كه ما به خاطر نفيس اومديم اراك!

...................

 

1.مشروط شدن ناگهاني و غير قابل باور در ترم 4...بدترين واقعه تحصيلي...اينجا يه آهنگ غصه ناك مي طلبه و من كه به نرده هاي دانشكده تكيه دادم

2. لحظه هايي كه از شدت غريبي راه به هيچ كس و هيچ جا نبردم...لطفا غريبي را از فرهنگ لغت خودم خارج نموده و به صورت زيرنويس فارسي در فيلمتان مبذول بفرماييد...(بيشتر اين سکانس ها رو هم، در همين شهر ميگيريم

3. خيلي حس ها در وجودم كه پا نگرفته سركوبشون كردم(نمي دونم اين جاش تو 4تاي اولي بود يا دومي؟)

4. اي بابا...ديگه برين در خونه خودتون بازي كنين....

..............

فكر مي كنم تو بازي يلدا كامل گفته باشم....فعلا كه سانسور حرف اولو ميزنه.پس اخلاقاي بد ما رو هم ...

...............

به ممدرضا(محمدرضا شريفي نيا)مي گم خودش يه فكري بكنه...

.............

 

دعوت شدگان(از آوردن بچه خودداري نكنيد):خواجه وجي الدين طوسي(فقط به خاطر دلم)...وحيد(پيكر فرهاد)...توپول خان(شب دريا)....نجات(روي ابرها)...حميد(حميد و رومينا)...حميد(گاه نوشت)....آقا ساسان(گلهاي جهنمي)...كســـــــي جـــــــــــا نمــــــــــــوند؟

........

در مورد بازي دوم(عنوان بازي:الفباي وبلاگ نويسي) كه سميرا(برای امروز٬فردا و همیشه ام) دعوتم كرده منم با سميرا و رضا موافقم (فقط تاكيد مي كنم :به جمله" وبلاگ قشنگي داري به منم سر بزن" آلرژي دارم)

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ - جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦ - نفیسه